The Dead
The dead are always looking down on us, they say,
while we are putting on our shoes or making a sandwich,
they are looking down through the glass-bottom boats of heaven
as they row themselves slowly through eternity.
They watch the tops of our heads moving below on earth,
and when we lie down in a field or on a couch,
drugged perhaps by the hum of a warm afternoon,
they think we are looking back at them,
which makes them lift their oars and fall silent
and wait, like parents, for us to close our eyes.
William J. ("Billy") Collins (1941)
| |
مردگان
مُردگان، هَماره ما را ريز مىبينند، آنان چنيناند،
آنان، که پاروزنان، به آرامى از درونِ جاودانگى مىگذرند،
از درونِ کرَجىهاى کفازشيشهى عَرش،
ما را فرومىنگرند،
که کفش، به پا مىکنيم، و لقمه مىپيچيم.
آنان مىنگرند، به
تارَکِ سَرهامان، که در آن زيرها، به روى زمين، جابهجا مىشوند،
و ما، که شايد از هَياهوى عَصرى گرم، مَنگ شدهايم،
ميان دشت، يا به روى نيمکتى، دراز مىکشيم،
و آنان گمان مىکنند، که در کارِ به خاطر آوردنِ آنانايم،
و اين، آنان را، بَر آن مىدارد، که پارو بلند کرده، سُکوت کنند،
و مانند مادر يا پدر، به انتظار بمانند، که چشمانِمان بَسته شوند.
(بيلى کالينز)
|
در همين
زمينه:
1. نسخهى پويانمايىشدهى شعرِ مُردگان را - که به گمانِ من، روح را چُروک مىکند - مىتوانيد، در
The Dead - Billy Collins Animated Poetry
ببينيد.
2. شعرهاى ديگرِ بيلى کالينز را، مىتوانيد، در
All poems of the poet: Billy Collins
بخوانيد.
3. شعرهاى خودخواندهى بيلى کالينز را، مىتوانيد، در
Spoken Word - Poetry - Billy Collins
بشنويد - يا
فروآورى کنيد.

نوشته شده توسط همايون اسلامی در شنبه پنجم خرداد 1386
|